تبليغاتX
MuDvAyNe - Trapped In The Wake Of A Dream
they’re honest, they’re real

حدود 10 روز پیش آلبوم منتشر شده و هم اکنون در حال فروش می باشد. متاسفانه به دلیل سرعت پایین اینترنت ( که انشا...تا 7/8 ماهه دیگه این مشکل حل شه) قادر به آپ کردن آلبوم نیستم( شدیدا معذرت...)

حالا یکی دیگه از آهنگهای گروه رو ترجمه کردم که امیدوارم خوشتون بیاد:

Trapped In The Wake Of A Dream

Do I deserve these beatings? آیا سزاوار این بدبختی ها هستم؟ 

Hating me, تنفر از من

well then, خب، بعدش

Cut, cut the noose ببر، بند و تله را ببر

and let me fall away... و بگذار تا در آن سقوط کنم...

I'm, growing weak and tired of you دارم به خاطر تو خسته و ضعیف می شم

and your little shoving games  و بازیهایی که انجام می دی ( به خاطر تو منم همراهیت می کنم و این خستم می کنه)

fucking... لعنتی

pushing me. اذیتم می کنی

You pulled the trigger, ماشه ی اسلحه رو می کشی

trapped in, the wake, of your به دام افتادن و شب بیداری به خاطر تو( همه اینها به خاطر توست)

Dream رویا

You're all killers. همتون قاتلید( تو خواب و رویا)

Always fucking pushing me; لعنتی ها همیشه دارید منو آزار می دید

insulting me; بهم توهین می کنید

I've overcome; من فاتح میدان نبرده پر تلاطم زندگیم( می خوام باهاتون مبارزه کنم)

I have found the strength of gods in me. قدرت خدایی (شکست ناپذیری) رو تو وجودم پیدا کردم( توانایی رودرویی باهاتونو دارم)

Crushing شکست دادن

All unwilling; بدونه تمایل شکستتون می دم( هر چند خسته هستم اما مجبورم)

This is so unstoppable. این غیر قابل توقفه.

Hard as nails, به سختیه یه کوه

hook that holds, تا قدرت را در درونت نگه داری

reach down and find the strength of many in you. رجوع به خود و پیدا کردن قدرت فراوان درونت ( باید قدرتتو تو خودت پیدا کنی تا موفق بشی)

My sanctuary... ...مخفیگاهم

calling my name, اسممو صدا بزن

so I run through...to the light, تا حرکتمو با روشنایی آغاز کنم ( از روح و وجودم می خوام تا کمکم کنه)

weeping through a cloud. گریه کردن در میان یه ابر ( دور کردن اون چیزهایی که جلومو می گیره)

Darkened, by a tainted dream, of me, اما همه ی اینها می تونه با یه لکه تو رویام تاریک بشه ( اگه رویام دوباره به قاتل ها آلوده بشه جلومو می گیره)

being pummeled by the tide, له شدن به وسیله ی یه اتفاق ( وجود لکه و سیاهی)

crushing, پیروز شدن

killing me منو می کشه( غلبه ی من بر اونها به قیمت از دست دادن جونمه)

But I can't wake up, اما نمی تونم پاشم ( اگه پیروز نشم دیگه نمی تونم دوباره باهاشون مخالفت کنم)

trapped in, the wake of a ... به دام افتادن و شب بیداری به خاطر یه

Dream رویا

You're all killers. همتون قاتلید( تو خواب و رویا)

Always fucking pushing me; لعنتی ها همیشه دارید منو آزار می دید

insulting me; بهم توهین می کنید

I've overcome; من فاتح میدان نبرده پر تلاطم زندگیم( می خوام باهاتون مبارزه کنم)

I have found the strength of gods in me. قدرت خدایی (شکست ناپذیری) رو تو وجودم پیدا کردم( توانایی رودرویی باهاتونو دارم)

Crushing شکست دادن

All unwilling; بدونه تمایل شکستتون می دم( هر چند خسته هستم اما مجبورم)

This is so unstoppable. این غیر قابل توقفه.

Hard as nails, به سختی یه کوه

hook that holds, تا قدرت را در درونت نگه داری

reach down and find the strength of many in you. رجوع به خود و پیدا کردن قدرت فراوانه درونت ( باید قدرتتو تو خودت پیدا کنی تا موفق بشی)

 

Call it; صداش کن

call a truce. صلح رو صدا بزن

I'm believing معتقدم که

in it more and more. در آن بیشتر و بیشتر است (صلح اگه باشه قدرتت بیشتر می تونه خودشو نشون بده)

Comfort آسودگی

purge the truth, I'll belive it. حقیقت رو محو می کنه نا من بهش اعتقاد داشته باشم

I'm so weak and sore, خیلی خسته و غمگینم،

shadowed hide and seek, تاریکی مخفی شده و به دنبالش گشتن

but you never looked. اما جالبه که هیچ وقت دنبالشون نگشتید

I wait behind the door پشت در منتظرم

call out تا صداش بیاد

bite the hand that is feeding... گاز بگیر از دستی که غذا می ده

Compassion no more. دلسوزی بیشتر نه! (نمی خواد بعد از این همه توهین غمخوارم باشید)

I hope I never wake up. امیدوارم دیگه پا نشم (دلسوزیتونم برام دردآوره حاضرم بمیرم تا اینکه دلداریم ندید. )

Dream-sewing, filters, distort reality of what is mine through light this mind awakens

I draw the line from then and now, awake and dreaming, forgotten past future becomes mine.

رویای بهم بافته شده، محدودیت ها، تخریب واقعیتی که در میان روشنایی ذهن بیدار شده به وجود میاد. من حالا و بعد از آن راهمو تعیین می کنم، بیدار شدن و خواب و رویا دیدن، فراموش کردن گذشته و آینده ای که به وجود آمده اند و به وجود خواهند آمد.

Throw the chains, ویران ساختن زنجیرها ( گذشته و آینده ی تکراری رو از بین بردن)

all away, take control, of your life. همشون کنترل زندگیتو می گیرن.( اگه نخوای یه تغییری تو سرنوشتت بدی)

 Powers known,فشار و زور آوردنشون شناخته شده ( هدفشون معلومه پس باید سرنوشتم تغییر کنه)

this is my...

 توسط Aryan در   | لینک  | 
 


Media Player>

Determined