
امروز lyrics آهنگ Forget To Remember رو براتون می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد:
Forget To Remember
What have I done? چکار کرده ام؟
Where have I come from? از کجا آمده ام؟
When I burnt the backs with the sun through a glass وقتی که گذشته ام را با خورشیدی که از میان شیشه می گذرد سوزاندم،
did I seal the loss that's become me? آیا من ضرر و زیانی که در خور من است گرفتم؟
Feeling undone بی آبرویی را احساس کن
What have I become? چم شده؟
When I turned my back on you I turned my back on myself وقتی که گذشته ی خود را به خاطر تو تغییر دادم، گذشته ی خود را هم دگرگون ساختم
and became this machine و از این ماشین(این دگرگونی ها) به وجود آمده ام
Thoughtlessness Selfishness Hopelessness Arrogant بی فکری، خودخواهی، ناامیدی، گستاخی
I feel it on the inside در درون آن را احساس می کنم
Twisting and contorting افسوس خرده و درهم شکسته
Memory has shaped me once again خاطره بار دیگر مرا شکل داده است
Still feel you on the inside هنوز تو را از درون حس می کنم
Biting through and stinging گاز می گیرد و می سوزاند
Will I ever forget to remember? آیا فراموش خواهم کرد که بیاد بیاورم؟
Shadows in the sun filter through us تاریکی های خورشید از میان ما پاک می شود
Still wrestle the demons that arrested me as a child هنوز با شیطان گلاویز می شود که مرا مانند یک کودک بازداشت
Confession rejected اعترافم رد شد
We grow up to give up ما رشد می کنیم تا تسلیم شویم
People step on the cracks for wounds owed paid back مردم برای زخم ها به سوی شکاف برداشتن قدم می گذارند و بدهکاریهایشان را پس میدهند
Through the words of surrender میان کلمات تسلیم شده
Emptiness Loneliness Listlessness Worthless پوچی، تنهایی، بی میلی، بی ارزش
Can you save me? می توانی نجاتم دهی؟
From myself از خودم
From these memories از این خاطره ها
Surrender to the shadows haunting inside تسلیم سایه ها شدن درون را صید می کند
Bleed through you خونریزی از میان تو
Surrender to the secretes...inside تسلیم شدن به رازها... درون
Lies within you دروغ های درونت
Can't feel you on the inside نمی توانم تو را در درون حس کنم
Set down the bag and left it گذاشتن کیف و دست کشیدن از آن
Lost memory has left me حافظه ی گمشده مرا ترک کرده است
One again open up the inside بار دیگردرون را باز کن
Admission for the cleansing اعتراف برای تبرئه شدن
Now that I've forgotten to remember الان که فراموش کرده ام بیاد بیاورم
