تبليغاتX
MuDvAyNe - Forget To Remember lyrics
they’re honest, they’re real

امروز lyrics آهنگ Forget To Remember رو براتون می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد:

Forget To Remember

What have I done?  چکار کرده ام؟
Where have I come from?  از کجا آمده ام؟
When I burnt the backs with the sun through a glass  وقتی که گذشته ام را با خورشیدی که از میان شیشه می گذرد سوزاندم،
did I seal the loss that's become me?  آیا من ضرر و زیانی که در خور من است گرفتم؟
Feeling undone  بی آبرویی را احساس کن
What have I become?  چم شده؟
When I turned my back on you I turned my back on myself  وقتی که گذشته ی خود را به خاطر تو تغییر دادم، گذشته ی خود را هم دگرگون ساختم
and became this machine  و از این ماشین(این دگرگونی ها) به وجود آمده ام
Thoughtlessness Selfishness Hopelessness Arrogant  بی فکری، خودخواهی، ناامیدی، گستاخی
I feel it on the inside  در درون آن را احساس می کنم
Twisting and contorting  افسوس خرده و درهم شکسته
Memory has shaped me once again  خاطره بار دیگر مرا شکل داده است
Still feel you on the inside  هنوز تو را از درون حس می کنم
Biting through and stinging  گاز می گیرد و می سوزاند
Will I ever forget to remember?  آیا فراموش خواهم کرد که بیاد بیاورم؟

Shadows in the sun filter through us  تاریکی های خورشید از میان ما پاک می شود
Still wrestle the demons that arrested me as a child هنوز  با شیطان گلاویز می شود که مرا مانند یک کودک بازداشت
Confession rejected  اعترافم رد شد
We grow up to give up  ما رشد می کنیم تا تسلیم شویم
People step on the cracks for wounds owed paid back  مردم برای زخم ها به سوی شکاف برداشتن قدم می گذارند و بدهکاریهایشان را پس میدهند
Through the words of surrender  میان کلمات تسلیم شده
Emptiness Loneliness Listlessness Worthless  پوچی، تنهایی، بی میلی، بی ارزش

Can you save me?  می توانی نجاتم دهی؟
From myself  از خودم
From these memories  از این خاطره ها

Surrender to the shadows haunting inside  تسلیم سایه ها شدن درون را صید می کند
Bleed through you  خونریزی از میان تو
Surrender to the secretes...inside  تسلیم شدن به رازها... درون
Lies within you  دروغ های درونت

Can't feel you on the inside  نمی توانم تو را در درون حس کنم
Set down the bag and left it  گذاشتن کیف و دست کشیدن از آن
Lost memory has left me  حافظه ی گمشده مرا ترک کرده است
One again open up the inside  بار دیگردرون را باز کن
Admission for the cleansing  اعتراف برای تبرئه شدن
Now that I've forgotten to remember  الان که فراموش کرده ام بیاد بیاورم



 توسط Aryan در   | لینک  | 
 


Media Player>

Determined