تبليغاتX
MuDvAyNe
they’re honest, they’re real

Death Blooms

Death blooms

Cold seems crippling lame meander through corridors aroma's thick with age mark off the day reflections of my life are fading

به نظر می رسد سرما گل خوشبوی را نابود می کند و با خستگی روزی دیگر را خط می کشد ( و به مرگ نزدیک می شوم) و بازتاب های زندگی ام کم رنگ و پژمرده است.

Pull me out of body don't want it don't want in,

Feeble frail and rotting descending I'm lost in,

A structure that's collapsing don't want it cast into,

Maker take the body don't want it wants me

مرا از جسمم بیرون بکش، نیازی به آن ندارم و اسیرش نخواهم شد

ضعیف بی مایه و شکل گیری فساد، در این فساد گم شده ام

ساختاری که متلاشی می گردد (جسمم)، اجازه نده آن (فساد) جاری شود (فسادی که دارد مرا به سمت مرگ نزدیک می کند )

ای خدا ! مرا از جسمی که همیشه به دنبالم است دور کن (جسمی که در فساد و لجن غرق شده است )

Past has found its place salvation is no more will god accept my peace bleached will pardon me reflections of my life are fading

گذشته مکان واقعی خود را پیدا کرده است و رستگاری ای در کار نیست، نمی دانم خداوند با من دوست می ماند و مرا به خاطر کارهای زشتم خواهد بخشید،( این در حالی است که) بازتاب های زندگی ام کم رنگ و پژمرده است.

Pull me out of body don't want it don't want in,

Feeble frail and rotting descending I'm lost in,

A structure that's collapsing don't want it cast into,

Maker take the body don't want it wants me

مرا از جسمم بیرون بکش، نیازی به آن ندارم و اسیرش نخواهم شد

ضعیف بی مایه و شکل گیری فساد، در این فساد گم شده ام

ساختاری که متلاشی می گردد (جسمم)، اجازه نده آن (فساد) جاری شود (فسادی که دارد مرا به سمت مرگ نزدیک می کند )

ای خدا ! مرا از جسمی که همیشه به دنبالم است دور کن (جسمی که در فساد و لجن غرق شده است )

I just want to run fly kites wrestle jump and play

Swim through waves that crash to shore memories in me

Cocooned in misery

من فقط می خواهم با بادبادک ها پرواز کنم، بادبادک هایی که با هم سر و کله می زنند و من باهاشون بازی می کنم

میان امواجی که در درونم به کرانه ی خاطره ها برخورد می کنند شنا کنم

خاطراتی که در بدبختی و کثافت پیله شدند

I'm sick and tired of embracing reflections of past time receive me or cast me away

...god please take me away

resistance futile suicidal ideas I will crucify my own being satisfy selfish needs fuck the deities justify my own right to what's waiting for me

من مریض ام و خسته ی سر و کله زدن با بازتاب های گذشته ای که یا مرا می پذیرد یا مرا دور می کند ( دیگر نمی توانم با کارهای زشتی که در گذشته انجام دادم زندگیم را ادامه بدهم )

...ای خدا ! مرا دور کن (از جسم کثیفم )

مقاومت بیهوده آگاهی ها را تخریب می کند، من شخصیت خشنود و قانع و خودخواه خود را به دار خواهم آویخت، شخصیتی که محتاج نابود کردن خدا است برای توجیه کردن حق خودم، حقی که منتظر من است.

On the other side the time has come lock and load

از طرفی دیگر زمان دارد محبوس و ذخیره می گردد

I'm coming I'm coming I'm coming I'm coming home

دارم می آیم، می آیم به خانه ( دارم برمی گردم پیش خدا...مرگ نزدیک است )

Pull me out of body don't want it don't want in,

Pull me out of body don't want it don't want in,

Pull me out of body don't want it don't want in,

Feeble frail and rotting descending I'm lost in,

A structure that's collapsing descending don't want it,

Maker take the body don't want it wants me,

مرا از جسمم بیرون بکش، نیازی به آن ندارم و اسیرش نخواهم شد

ضعیف بی مایه و شکل گیری فساد، در این فساد گم شده ام

ساختاری که متلاشی می گردد (جسمم)، اجازه نده آن (فساد) جاری شود (فسادی که دارد مرا به سمت مرگ نزدیک می کند )

ای خدا ! مرا از جسمی که همیشه به دنبالم است دور کن (جسمی که در فساد و لجن غرق شده است )

I just want to run fly kites wrestle jump and play

Swim through waves that crash to shore memories in me

cocooned in misery

The darkness overcomes soul soars to the other plain

Existence past the door I sail through purgatory's bay

من فقط می خواهم با بادبادک ها پرواز کنم، بادبادک هایی که با هم سر و کله می زنند و من باهاشون بازی کنم

میان امواجی که در درونم به کرانه ی خاطره ها برخورد می کنند شنا کنم

خاطراتی که در بدبختی و کثافت پیله شدند

تاریکی بر روح اوج گرفته ام در دنیای دیگر غلبه می کند ( تاریکی و فساد نمی گذارد روحم پیش خدا برگردد )

زندگی بعد از راهرو (تونل مرگ)، می رانم میان دهانه ی برزخ (به دنبال خدا می گردم )

I asked a god for poison cradle me sown to my dreams

از خدا خواهش کردم تا مرا در گهواره ای زهری همراه با رویاهایم قرار دهد

Souls searching death blossoms where clouds lie over me held in god's hands death blooming

ارواح، جایی که ابرهای دروغی بالاسر من در دستان خدا نگه داشته شده است به دنبال مرگ هستند، و مرگ در دستان خدا شکوفه می کند.

( مرگ دست خداست، و هرکس که بخواهد از فساد دور باشد و به خوشبختی برسد باید منتظر وقت مرگ خود باشد و تا زمان آن نرسیده باشد ما حق مردن نداریم )

(خوشحالم که وقت مردن من فرا رسیده و مرگ من در دستان خدا شکوفه داده است )

Dark for fear of failure an inner gloom as wide as an eye and fermenting roiling hate ...death blooms.

تاریکی برای ترس از شکست، تیرگی روح به اندازه ی بزرگی دید چشم و اضطرابی که مرا متنفر می سازد

Death grip in my veins unveiling rancid petals

مرگ به رگ هایم چنگ زده است و درون زشت و کثیفم را به خوبی فاش خواهد کرد

Flowering forth foul nectar the space between a blink and a tear

گل های در حال شکوفه دادن که شهد و شیرینی را بین یک چشمک و یک قطره اشک تولید می کنند. ( مرگ مرا از دنیای کثیفی که داشتم نجات داد )

Death Blooms

شکوفه های مرگ

 

 

مرگ...

آره من از درون مردم و می خواهم برای همیشه ساکت و آرام در رویاهایم پرواز کنم

خوشحال می شوم شکوفه ی مرگ من هم در دستان خدا باشد

تنفر از زندگی و آدم هاش

آدم هایی که اصلا نمی دونند دارند چیکار می کنند

تنفر از همه ی شماهایی که ارزش زندگی کردن ندارید

تنفر از شماهایی که وقتی به حال و روزتون فکر می کنم حالم به هم می خوره

من مرده ام چون هیچ کس تو این دنیا زنده نیست و همه دارند تو کثافت شنا می کنند

شاید من هم جزیی از این آدم ها باشم

اما دیگر نمی خواهم ادامه دهم

ای کاش مرگم نزدیک باشد تا بیش از این کثافت مانع از رسیدنم به خدا نباشد

مرگ...

   

 توسط Aryan در   | لینک  | 
 


Media Player>

Determined