
این شعر رو خیلی وقت پیش می خواستم بزارم اما چون یکمی معنی های بد داشت این کار رو نمی کردم، اما حالا به درخواست یکی از دوستان گذاشتم:
Nothing To Gein
Cold and silent, soiled face I will wash it all away
With my love
That's all she's ever needed, from me
It's my time, to mother
One of my own in my life
I am so alone, left with no one
In my life, I'm so alone
سرد و خاموش، صورت کثیف شده ای که مرتبا پاکش می کنم
با عشقم
هر چیزی که اون احتیاج داره، از من
نوبت منه، با مادرم ( وقتش رسیده همه چی رو به مادرم بگم)
تنها فرد در زندگیم
خیلی تنهام، بی کس و کار ترک شده ام
در زندگیم، خیلی تنهام
Life submissiveness
Hypnotizing the ignorant a little boy's best friend's always his mother
At least that's what she said
Life of a simple man
Taught that everyone else is dirty
And their love is meaningless
I'm just a soiled dirty boy
I'm just a soiled dirty boy
زندگی سلطه پذیر
پسربچه ی کوچک نادان، بهترین دوستی که مادرش داشته رو به سلطه می گیرد
دست کم اینهارو خودش می گه
زندگی مردی ساده
یاد گرفته که همه کثیف و بی خاصیتند
و عشقشون بی معنیه
من فقط یک پسر کثیفم
من فقط یک پسر کثیفم
Sheltered life innocence
Insulated memories, spark reflections of my head
Duality in my consciousness
Caught in the war of hemispheres
Between the love lost in my head
Mommy do you still live inside of me
I'm so lost in my life without any guiding
Protected me my whole life from everything
Nailed shut the doors to the shrine
To screen your dead eyes from me and my sickness
Mutilate and sew my new clothes for masquerading
Aprons of flesh corpse scalped hair with skin upon my face
بی گناهی پناهگاه زندگی ( محل زندگیم تقصیری نداره)
جداسازی حافظه ها، جرقه ای که از سرم منعکس می شود
دوگانگی در هوشیاری ام ( آیا زنده ام یا مرده)
گرفته شده در جنگ نیمکره ها
بین عشق گم شده در سرم
مادر! هنوز در وجودم جریان داری؟
من تو زندگی راهنمایی نداشتم و به شکل بدی منحرف شدم
زندگیم رو از هر گزندی دور نگه دار ( خطاب به مادر)
میخ بسته شده به در معبد ( معبدی که درش رو به خاطر کثیفیم روی من بسته)
برای جدا کردن چشم های مرده ات از خودم و حال ناخوشم ( می خوام برم تا دید بدی که نسبت به دیگران و عشق دارم رو عوض کنم)
تحریف کردن و دوختن لباس جدیدم برای تغییر قیافه ( می خوام خودم رو عوض کنم)
لاشه مانند با پوست بالای صورتم ( لاشه ی کثیفم رو از جسمم پاک کنم) جدا کردن موی سر
Deliver the remains from her womb of earth
Prep the rack and tie up for new love's rebirth
Covert understanding of novice surgery
I'll focus concentration and only take just what I need
For sickness I'm masticating
Dancing and masturbating
Celebrate in fields of night with skin upon my face
نجات باقی مانده ها از دل زمین ( هنوز می شه فکری به حال بقیه کرد)
دبستان، بچه های تازه به دوران رسیده رو عذاب می ده و اونها رو حبس می کند
فهم جراحی تازه کار پوشیده است
من متمرکز و غلیظ خواهم ساخت و به دنبال چیزی خواهم بود که به اون احتیاج دارم
به خاطر احوال ناخوشم، من نابود شدم
پای کوبی و ...
جشن گرفتن در کشتزارهای شب با پوست بالای صورتم ( تحویل گرفتن لاشه ی کثیفم، این کاره من بود)
Life submissiveness
Hypnotizing the ignorant a little boy's best friend's always his mother
At least that's what she said
Life of a simple man
Taught that everyone else is dirty
And their love is meaningless
I'm so soiled
زندگی سلطه پذیر
پسربچه ی کوچک نادان، بهترین دوستی که مادرش داشته رو به سلطه می گیره،
دست کم اینهارو خودش می گه
زندگی مردی ساده
یادگرفته که همه کثیف و بی خاصیتند
و عشقشون بی معنیه
خیلی کثیفم
If I soak my hands in others blood am I sick
If I wash my hands in others blood am I sick
If I drench myself in others blood am I sick
If I bathe myself in others blood
اگر دست هایم را درمقابل کثافت های دیگر خیس کنم آیا مریضم؟
اگر دست هایم را در مقابل کثافت های دیگر بشویم آیا مریضم؟
اگردر مقابل کثافت های دیگر آب تنی کنم آیا مریضم؟
اگر در مقابل کثافت های دیگر آب تنی کنم ؟
اگه جسمم رو در مقابل بدی ها و زشتی ها دور نگه دارم مریض و ناخوش احوال نخواهم بود.) )
Blame mother for the sickness
Mutilate and sew my new clothes for masquerading
Aprons of flesh corpse scalped hair with skin upon my face
Dance and masturbate in night light by myself...
سرزنش مادر برای ناخوش احوالی
تحریف کردن و دوختن لباس جدیدم برای تغییر قیافه
جدا کردن موی سر لاشه مانند با پوست بالای صورتم ( لاشه ی کثیفم رو از جسمم پاک کنم)
پای کوبی و ... در زیر نور شب به وسیله ی خودم...
Nothing is left for me to gain they're coming to take me far away
دور شدن اونها برای من هیچ اهمیتی ندارد ( مهم نیست که همه کس رو از دست دادم، می خوام پاک بشم)
Life of a simple man taught that everyone else is dirty and love is meaningless
زندگی مردی ساده که آموخته همه رو کثیف ببیند و عشق رو بی معنی بداند
I'm so soiled
خیلی کثیفم
Soiled
کثیف
