
Happy?
In this hole در این گودالThat is me اون منم
The dead are rolling over مرگ روی آن در حال غلتیدن است ( بالای گودال رو که نگاه می کنیم مرگ خودم رو می بینم)
In this hole در این گودال
Thickening کلف می شود ( مرگ داره نزدیک تر می شه)
Dirt shoveled over shoulders کثافت به بالای شانه ها هل داده شده ( در این شرایط گناهان وجودم رو حس می کنم)
I feel it in me اونو تو وجودم حس کردم ( احساس گناه کار بودن)
So overwhelmed سراسر وجودمو پوشونده ( اون حسی رو که داشتم در تمام وجودم احساسش می کنم)
Oh this pressured center rising آه...این فشار مرکزی ( گناه) بالا می رود ( حس و فشار گناه رو آلان حس می کنم)
My life over turned زندگیم دچار پیچ خوردگی شده
Unfair the despair نا امیدی غیر منصفانه ( از اینکه از رو بی عدالتی مجبورم نا امید باشم حس بدی دارم)
All these scars keep ripping open تمام این ضخم ها شکاف های موجود رو باز نگه داشته
Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن)
Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن)
Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟)
Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن)
Tear me from myself ازم دورش کن
Are you feeling happy now? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟
In this hole در این گودال
That is me اون منم
A life that's growing feeble زندگی که به شکلی ضعیف داره ادامه حیات می ده ( اون منم که در این زندگی گودال مانند گیر افتادم)
In this hole در این گودال
So limiting محدود می شود ( وسعت زندگی )
The sun has set all darkness خورشید تمام تاریکی های موجود رو کنار گذاشته
Buried underneath در زیر دفن شده ( و حالا تاریکی ها جایی جز این گودال رو برای موندن ندارند)
Hands slip off the wheel دست ها دیگر نمی لغزند ( به خاطره تاریکی توانایی دنبال نور خورشید گشتن وجود نداره)
Internal pathway to contention راهی درونی برای نزاع و مشاجره ( این راهیه که به خاطرش با تو بگو مگو می کنم و اعتراض می کنم)
Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن)
Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن)
Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟)
Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن)
Tear me from myself ازم دورش کن
Are you feeling happy now? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟
Are you
HAPPY خوشحالی؟؟؟
Are you
HAPPY خوشحالی؟؟؟
Are you feeling happy? احساس خوشحالی می کنی؟
In this hole در این گودال
That is me اون منم
Left with a heart exhausted رهسپار شدن همراه با یه قلب خسته
Whats my release? آزادیه من چیه؟
What sets me free? چی منو از این گودال آزاد می کنه؟
Do you pull me up just to push me down again? منو می کشی بالا و بلافاصله منو به پایین هل می دی دوباره؟
Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن)
Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن)
Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟)
Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن)
Tear me from myself ازم دورش کن
Are you feeling happy? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟
Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن)
(peel me from the skin)
Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن)
Does it make you happy now?
Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن)
(Tear meat from the bone)
Tear me from myself ازم دورش کن
Are you feeling happy? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟
Does it make you happy? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟)
Are you feeling happy?
Are you fucking happy?
Now that I'm lost left with nothing و حالا من بازنده ی این راهم ( آزادی)، به خاطر هیچ چیز
Does it make you happy?
Are you feeling happy?
Are you fucking happy?
Now that I'm lost left with nothing? و حالا من بازنده ی این راهم ( آزادی)، به خاطر هیچ چیز
سال نو میلادی بر همه ی شما مبارک. مطلبی رو که ایندفعه نوشتم یه نوع تحلیل شخصیه خودم از گروه که تمامی نظرات شخصیست و حرف های دل یه طرفدار هم می شه حسابش کرد :

شروع کار گروه با آلبوم Kill I Oughta بود. آلبومی که خود اعضای گروه خیلی از اون راضی بودن هر چند طرفدارانی محدود پیدا کرده بودند. مادوین با این آلبوم نشان داد که می خواد شور و هیجان تازه ای رو با خود بیاره که بسیاری از گروه های هم دوره ی مادوین همین کار رو می خواستند بکنند. اما فرق این آلبوم با آلبوم های دیگه این بود که سبکشون به سمت گروه هایی که در گذشته موفق ظاهر شده بودن میل می کرد. به نمونه ی بارزش می تونم به Pantera اشاره کنم. هر چند گروه های دیگه ای هم بودند که از این گروه تقلید می کردند اما این آلبوم از همه ی آلبوم های گروه های دیگه به کار این گروه نزدیک تر بود. شروع کار گروه خوب بود و می تونستند به گروه بزرگ تری تبدیل بشوند. اما موج جدیدی از سبک متال که در اون زمان به وجود اومده بود مادوین رو هم تحت تاثیر خودش قرار داد که البته آنچنان هم تحت تاثیر قرار نگرفتند اما بی تاثیر نبود. در آن زمان بیشتر گروه ها به فکر به وجود آوردن سبکی نو و جذاب بودند. جز یه سری گروه های محدود که توانستند از نظر هنری خوب ظاهر بشن، اما این موج اونقدر قوی بود گروه هایی که از نظر هنری هم خوب بودند کمتر از گروه های نوپا مورد توجه قرار گرفتند.
آلبوم LD50 که به بازار اومد مادوین طرفدارای خودشو پیدا کرد. آلبومی موفق که هنوز هم که هنوزه بعضی از طرفداران گروه اونو بهترین آلبوم گروه می دونند. گروه با گریم های صورت شروع کردند که هیچ دلیلی جز دادن یه نوع هیجان به طرفدارانشون و همچنین دادن یه حس به خودشون در اجراهای زنده نداشت. می شه این رو یکی از بزرگترین تاثیرات مادوین از اون موج جدید دونست. خوشبختانه گروه عقاید بزرگتری نسبت به موسیقی داشت تا اینکه از سال 2003 به بعد این گریم ها روز به روز کمتر شدند و طرفدارانشون هم با این کارشون مشکلی نداشتند. هر چند این گریم ها برای اعضای گروه تعریف شده بود و یکدفعه دیده میشد بعد از مدتی باز صورتشون رو گریم می کردند اما ملایم تر از گذشته. ویدیوهای گروه در نگاه اول یه تقلید از گروه Slipknot به نظر می آمدند تا اونجا که می گفتند مادوین ادامه ی سلیپناته هم از نظر موسیقی و هم از نظر ظاهر. گروه در آلبوم دوم خودشون به ادامه ی سبک آلبوم اولشون ادامه دادند و در ویدیوهاشون هم خیلی کمتر از گریم استفاده کردند. Slipknot اونقدر همه رو مجذوب خودش کرده بود که مادوین هم در سالهای 2001/2002 از بودن با اونها و شبیه اونها بودن خوششون می اومد. اما باز تفکرات موسیقی گروه بالا بود تا اینکه از سال 2004 به بعد زمانی که می خواستند آلبوم جدیدی رو به بازار بدند از نظر موسیقی خیلی پیشرفت کردند و آلبوم Lost And Found به همه گفت که مادوین دنباله رو Slipknot نیست. یکی از بهترین آلبوم های متال در سال 2005 به نظرم همین آلبوم بود و نشون داد که متال در عین خشن بودن چقدر می تونه زیبا باشه. در کل یه مجموعه ی خیلی خوب دور هم جمع شدند تا مادوین شکل بگیره. اما شاید در قیاس خود اعضا Greg گیتاریست گروه از همشون ضعیف تر باشه. ضعیف به این معنا که می تونست خیلی از این ها بهتر باشه، البته باز از خیلی ها بهتره. زمانی طرفدار پر و پا قرص Metallica بودم، اما دنبال یه گروهی نوپا بودم تا باهاش زندگی کنم از شروع کارشون باهاشون باشم. این بود که دنبال یه گروه دیگه بودم. مادوین به نظرم انتخاب خوبی بود. به طوری که در یه مدت کوتاه شدیدا طرفدارشون شدم، اونم طرفدار موسیقیشون چرا که نه دیده بودمشون نه زیاد می شناختمشون. وبعد دنبال بیوگرافیو ... . بعضی از اشعارشون واقعا منو تحت تاثیر قرار داد. اکثر اشعار در مورد اول شخص و سوم شخص بودند و بیشتر دنبال مسائل شخصی آدم ها بودند و مفهومشون خیلی با من می خوند. مطمئنا Slipknot هم زمانی رو من تاثیر داشته اما اشعار مادوین خیلی قوی تر بودند. همچنین بیشتر روی قدرت موسیقی کار می کنند تا هیجان موسیقی. در سری کنسرتهای Summer Snatorium گروه Metallica بود که فهمیدم مادوین رو به اون تور دعوت کردند. اولش خیلی برام جالب بود اما بعد دیدم که سه گروه دیگه هم دعوت شدند که نشون می داد Metallica بیشتر خاسته بوده یه حالی به این گروه ها بده، اما هیچ وقت اون روزی رو که مادوین برای طرفدارای Metallica اجرا داشت و جیمز هم در پشت صحنه حضور داشت و برای دیدن برنامشون اومده بود رو یادم نمیره. در مجموع تعدادی گروه هستند که از خدایان و پیشگامان متال می باشند و جزو تار و پود متال محسوب می شن که من طرفداری و اظهار نظر در مورد این گروه ها رو بی معنی می دونم، چرا که این ها باید برای یه متالر پایه و اصل قرار داشته باشه. اعتراف می کنم متالر واقعی نیستم اما همیشه خواستم باشم و می خوام که باشم. هنوز راه زیادی مونده تا طی کنم. بگذریم، برگردیم به آلبوم By The People For The People که تازگی ها منتشر شده. همونطور که می دونید چیزه خاصی برای گفتن نداشتن و صرفا برای تشکر از طرفدارانشون این آلبوم منتشر شد. جز آهنگ Dull Boy( که در سال 2006 ضبط شده) و King Of Pain( که در سال 1999 کاور شده اما دوباره ضبطش کردن). آلبوم اصلی گروه هم به زودی خواهد آمد و طبق گفته ها اگه قرار باشه نسبت به کارهای قبلی ملایم تر باشه از نظر من عیبی نداره اما امیدوارم از اون چیزی که هستند زیاد فاصله نگیرند. همچنین اگه بخواد ادامه ی Lost And Found باشه باشه فکر نکنم بیشتر از چند هفته سر زبونا بمونه. هر چند Lost And Found مدت زیادی سر زبونا بود اما تکرار سبک اون آلبوم به نظر من خسته کننده خواهد بود. این رو از روی Dull Boy می گم چرا که شدیدا دوست ندارم آهنگ های آلبوم جدید مثل این آهنگ باشن چون اینجور آهنگ ها موندگار نیستن. البته گروه همیشه به جلو حرکت کرده و امیدوارم مثل قبل آلبومی فراتر از انتظار بیرون بدن. ویژگی( کلی) خیلی خوب آلبوم LD50 این بود که قاعده ی خاصی برای اجرای موسیقیشون نداشتند که این ویزگی در آلبوم Lost And Found خیلی کم رنگ تر شد که منتقدین معتقدند که این بهتره. خودم دوست دارم آلبوم بعدی این ویژگی رو داشته باشه. ویژگی خوب آلبوم Lost And Found هم این بود که بیشتر سعی شده بود به زیبایی های که یه آهنگ می تونه داشته باشه توجه داشته باشند. و در آلبوم The End Of All Things To Come از نظر من ویژگی خوبش مربوط می شه به یه چیزی ما بین این دو آلبوم که هر دو داشت. به هر حال منتظر یکی دیگه از شاهکارهای گروه می باشم...
آلبوم رو دانلود کردید؟؟؟نه؟؟؟ امیدوارم این کارو کرده باشید. ماله من تموم شد. آپ بعدیم هم در مورد تحلیل موسیقی مادوین از شروع کارشون تا این آلبوم خواهد بود. بریم سر مطلب این دفعه... یکی از بهترین اهنگ های گروه رو ترجمه کردم که می شه گفت مفهومش درد همه ی ماهاست. این اهنگ می تونه ادامه ی اهنگ های Severed از آلبوم اول و World So Cold از آلبوم دوم باشه. آهنگ هایی که از نظر مفهوم هر کدوم به یه موضوع می پردازند اما در کل می شه به هم ربطشون داد. از نظر موسیقی هم این سه تا شباهت هایی بهم دارن ولی هر کدوم با حال و هوای اون آلبوم. اتمام آهنگ از نظر من خیلی خوب تونسته با شعر و همچنین خود موسیقی ارتباط برقرار کنه. امیدوارم خوشتون بیاد.

Choices
Leaders are guilty of nothing فرماندهان( افرادی که ما رو تو امور زندگی راهنمایی می کنن) به خاطر هیچ چیز گناهکارند
They're perfectly insane اونها کاملا دیونه هستند ( نمی دونن چی خوبه و چی بده بی خودی دخالت می کنن)
But if they'd point the finger at themselves اما اگه اونها انگشتشونو متوجه خودشون کنن ( اگه فقط یکم به خودشون توجه داشته باشن و تو کار ما دخالت نکنن)
Who would be left to blame دیگه کی میاد سرزنشمون کنه
Lead into grace فریبشون بده
Lead to corruption منحرفشون کن (براشون فیلم بازی کن که داری به حرفشون گوش میدی)
Ini-Mini-Miny-Mo
A truth or lie has to be spoken یه حقیقت یا دروغ مجبوره به حرف بیاد
Ini-Mini-Miny-Mo
King or con has to be chosen موافق یا مخالف مجبوره انتخاب کنه( دلت بخواد یا دلت نخواد باید اونطوری باشی که می خوای)
Ini-Mini-Miny-Mo
Way of life complete or broken...broken ... حقیقت و راه زندگی کردن رو یا یاد می گیره تو زندگی یا شکست می خوره
Choices انتخاب ها
No more...choices بیشتر نه... انتخاب ها( بیشتر از این چیزی خواسته نشده فقط حق انتخاب موجود باشه)
No more...choices
No more...choices
Leaders are guilty of nothing
They're perfectly insane
But if they'd point the finger at themselves
Who would be left to blame
Follow truth or stutter through a lie حقیقت یا پنهان کاری رو میان یه دروغ دنبال کن ( مجبوری دروغ بگی تا بفهمی چی خوبه چی بده)
Ini-Mini-Miny-Mo
Will to push or give up and fall behind یا به جلو خواهی رفت یا تسلیم خواهی شد و بعد از این ویران خواهی شد ( هر راهی انتخاب کنی در نهایت در آن از بین می ری)
Ini-Mini-Miny-Mo
Live with peace or nurture your tragic life زیستن همراه با صلح یا پرورش یافتن در زندگی ای غم انگیز
Ini-Mini-Miny-Mo
Bite the bullet or swallow it whole دفع ضربه ی گلوله یا به طور کامل قورت دادنش ( پذیرش دخالتهاشون و یا مخالفت کردن باهشون)
Leaders are guilty of nothing
They're perfectly insane
But if they'd point the finger at themselves
Who would be left to blame
Point the finger at yourself به خودت توجه کن و هر چی رو به صلاح خودت می دونی انجام بده
There's no choice اما متاسفانه انتخابی وجود نداره
Anymore anyway... بیش از این، به هر حال
We don't have a choice ما انتخابی نداریم ( انتخابمون از روی خواسته های خودمون نیست)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
We don't have a voice ما صدایی نداریم ( قدرت اعتراض به انتخاب هایی که برامون می کنن رو نداریم)
Anymore Anyway بیش از این، به هر حال
There's no choice in freedom انتخاب آزادانه ای وجود نداره ( برای انتخاب چیزی که می خوایم آزاد نیستیم)
There's no voice in freedom صدای آزادی وجود نداره ( نمی تونیم آزادانه داد بزنیم و اون چیزی رو که می خوایم رو انتخاب کنیم)
We don't have a choice ما انتخابی نداریم ( انتخابمون از روی خواسته های خودمون نیست)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
We don't have a voice ما صدایی نداریم ( قدرت اعتراض به انتخاب هایی که برامون می کنن رو نداریم)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
There's no choice in freedom انتخاب آزادانه ای وجود نداره ( برای انتخاب چیزی که می خوایم آزاد نیستیم)
There's no voice in freedom صدای آزادی وجود نداره ( نمی تونیم آزادانه داد بزنیم و اون چیزی رو که می خوایم رو انتخاب کنیم)
Leaders are guilty of nothing
They're perfectly insane
But if they'd point the finger at themselves
Who would be left to blame
They're lost system of destruction یه ساختار سیستم نابود شده وجود داره ( زندگیت به هم خورده)
Flush all hope down the drain زیر آب رفتن و نابود شدن تمام امیدواری ها ( وقتی ساختار زندگیت به هم می خوره امیدواری نسبت به زندگی رو نداری)
But if they'd point the finger at themselves اما اگه اونها انگشتشونو متوجه خودشون کنن ( اگه فقط یکم به خودشون توجه داشته باشن و تو کار ما دخالت نکنن)
Who is left to blame دیگه کی سرزنشمون می کنه
Who is left to blame دیگه کی می گه چرا اونو پوشیدی، چرا اونو گفتی، چرا اونجا رفتی؟
We don't have a choice
Anymore anyway
We don't have a voice
Anymore anyway
There's no choice in freedom
There's no voice in freedom
We don't have a choice
Anymore anyway
We don't have a voice
Anymore anyway
There's no choice in freedom
There's no voice in freedom
We don't have a choice
Anymore anyway
We don't have a voice
Anymore anyway
We don't have a reason ما دلیلی نداریم ( دلیلی که بشه باهاش به اونها بفهمونی که گناهکارند)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
We don't have control ما کنترل نداریم ( نمی تونیم بگیم نه !!!)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
We don't have opinions ما عقیده و نظری نداریم ( تا برامون انتخاب نکنن، خودمون کاری بلد نیستیم انجام بدیم)
Anymore anyway بیش از این، به هر حال
There's no choice in freedom
There's no voice in freedom
Freedom, buy in آزادی، بخرش
Freedom, sell out آزادی، بفروشش
Freedom, betray آزادی، تسلیم دشمن شدن
Freedom, lay down آزادی، از دستش بده
Freedom, corrupt آزادی، منحرف شدن
Freedom, opinion آزادی، عقیده
Freedom, give up آزادی، منصرف شدن ازش
Freedom, give in آزادی، تسلیمش بودن
مفهوم اشعار پایانی: آزادی چیزیه که باید برای بدست آوردنش دست به هر کاری بزنی، آزادی چیزیه که باید بعضی وقت ها تسلیمش بود و بعضی وقت ها نباید حتی بهش فکر کنی چون ممکنه برای بدست اوردنش مسیرهای زیادی رو طی کنی و در میان اون از بین بری و نهایتا اونو هم بدست نیاری. به نوعی معلوم نیست داشتن آزادی کی می خواد از خواب رویا پر بزنه و به سوی واقعیت بال بزنه...

